مجید حیدری

آرشیو دسته بندی: روز نوشت

وقتی لوازم می‌شوم

لوازم لمس پذیر و کارکردهای نامرئی. تمام آنچه به من تعلق دارد از من عمر می‌گیرد. روزی من متوقف می‌شوم ساکت می‌مانم خیره به آخرین نقطه و دستم آخرین چیز را رها می‌کند. دیگر وسایلم را لمس نخواهم کرد فایل ها را مرور نمی‌کنم دکمه ها را فشار نمی‌دهم و نامه ها یکی بعد از […]

سفر به قوشه چشمه

سفر به قوشه چشمه به آقای رضا صوفی زاده تورلیدر محلی که مرا در محل راهنمایی کرد و اسکان داد قول دادم به محض برگشت درباره او بنویسم و در مورد روستای خودش و همچنین شرایط آنجا اطلاع رسانی کنم. من عاشق تنها رفتن به طبیعت هستم و از این سکوت محض و همینه طبیعت […]

زندگی را کردن، شنیدن، گفتن …

عده‌ای زندگی می‌کنند و عده‌ای درباره زندگی می‌شنوند، عده‌ای راوی زندگی هستند و عده‌ای منتقد. یکی یک دیس پلو را جلو خود گذاشته است و خورشت قرمه سبزی روی برنج ریخته و مشغول خوردن است، دیگری این صحنه را روایت می‌کند و ممکن است یکی هم پیدا شود که داستان راوی را مورد بررسی قرار […]

برای شروع باید …

برای شروع باید ساکت بمانید و خوب گوش کنید و بعد در یک لحظه تا ابد از حرف زدن، از به هم ریسیدن کلمات متوقف نشوید! همان اول که باید ساکت بمانید و بقیه را تماشا کنید سخت است، بعد از آن ساده است. همه حرف می‌زنند و هیچ کس ساکت نمی‌ماند. همه دائم مشغول […]

معرفی مجموعه داستان «زیر ساخت‌های شهر»

وقتی سالینجر در رمان ناتور دشت از خیابان‌های نیویورک می‌نویسد و ما را به هتل‌ها و مکان‌هایی در نیویورک می‌برد لذت بخش است و با آن ارتباط برقرار می‌کنیم. حتی اگر هیچ وقت به نیویورک نرفته باشیم، آنقدر فیلم‌های هالیودی در فضای شهری نیویورک دیده‌ایم که با خیابان‌ها و خانه‌های نیویورک هم آشنا هستیم و […]

نقل قول‌هایی از مجموعه داستان ((زیرساخت‌های شهر))

با خودش خیال پردازی می‌کرد که شاید وقتی ‌همانطور بی‌هدف در خیابان قدم می‌زند اتفاقی نرگس را ببیند که عینک آفتابی به چشم قدم می‌زند، مثل دختر زیبایی که گرما برایش لذت بخش است چون به تازگی از جایی خنک مثلا لای دیوار ساختمان‌ها، درهای نامرئی و یا طوری که کسی متوجه نشود از آسمان […]

پنگوئن

  داخل دهان یک پنگوئن را در تلویزیون دیده‌ام. دندان‌های ریز و مرتبی دارد. دهان کوچکش به زحمت باز می‌شود. اگر با دست خوب دهانش را باز کنیم در سقف و کف منقارش چند ردیف دندان‌های ریز می‌بینیم. فکر نمی‌کنم هیچ ماهی که گیر بیافتد هر چقدر هم که لیز باشد بتواند از گیر این […]

نقل قول‌هایی از مجموعه داستان ((زیر ساخت‌های شهر))

با خودش خیال پردازی می‌کرد که شاید وقتی ‌همانطور بی‌هدف در خیابان قدم می‌زند اتفاقی نرگس را ببیند که عینک آفتابی به چشم قدم می‌زند، مثل دختر زیبایی که گرما برایش لذت بخش است چون به تازگی از جایی خنک مثلا لای دیوار ساختمان‌ها، درهای نامرئی و یا طوری که کسی متوجه نشود از آسمان […]

معرفی کتاب «زیر ساختهای شهر»

معرفی کتاب «زیر ساختهای شهر» وقتی سالینجر در رمان ناتور دشت از خیابانهای نیویورک مینویسد و ما را به هتلها و مکانهایی در نیویورک میبرد لذت بخش است و با آن ارتباط برقرار میکنیم. حتی اگر هیچ وقت به نیویورک نرفته باشیم، آنقدر فیلمهای هالیودی در فضای شهری نیویورک دیدهایم که با خیابانها و خانههای […]

مجموعه داستان «زیرساخت‌های شهر» منتشر شد

مجموعه داستان «زیرساخت های شهر» و «شعرهای سپید و سیاه من» دو کتاب جدید هستند که نشر داستان به تازگی منتشر کرده است. به گزارش خبرنگار مهر، نشر داستان به تازگی دو کتاب جدید در قالب یک مجموعه داستان و یک مجموعه شعر منتشر و راهی بازار نشر کرده است. مجموعه داستان «زیرساخت های شهر» […]