مجید حیدری

وقتی لوازم می‌شوم

لوازم لمس پذیر
و کارکردهای نامرئی.
تمام آنچه به من تعلق دارد
از من عمر می‌گیرد.
روزی من متوقف می‌شوم
ساکت می‌مانم
خیره به آخرین نقطه
و دستم آخرین چیز را رها می‌کند.
دیگر وسایلم را لمس نخواهم کرد
فایل ها را مرور نمی‌کنم
دکمه ها را فشار نمی‌دهم
و نامه ها یکی بعد از دیگری
و لباس ها
و درد
و م ن
و .
بعد یکی وسایلم را استفاده می‌کند
یکی دسترسی به جی میلم می یابد
دسترسی به سرچ هایم در سالها پیش
بعد بایگانی می شوم
تا مدتی
از دست رس خارج می‌شوم
تبدیل به نقطه های کور و دور می‌شوم
به درود

پاسخی بنویسید