مجید حیدری

نقل قول‌هایی از مجموعه داستان ((زیر ساخت‌های شهر))

با خودش خیال پردازی می‌کرد که شاید وقتی ‌همانطور بی‌هدف در خیابان قدم می‌زند اتفاقی نرگس را ببیند که عینک آفتابی به چشم قدم می‌زند، مثل دختر زیبایی که گرما برایش لذت بخش است چون به تازگی از جایی خنک مثلا لای دیوار ساختمان‌ها، درهای نامرئی و یا طوری که کسی متوجه نشود از آسمان فرود آمده است. سرش را بالا گرفته است و آدم‌ها را مثل مغازه‌ها رد می‌کند، دیده می‌شود اما نمی‌بیند. مرد قدم می‌زد و خوب اطراف را زیر نظر داشت شاید این بار شانسش را روی هوا بقاپد.
……………….

در دستهای دراز و پهنش کلمن‌های پر از خون تلو تلو می‌خوردند و او از پله‌های بیمارستان یا اورژانس بالا می‌رفت. سرش را تکان می‌داد و همه درها برایش باز می‌شد. کمر باریکی داشت با یک دهان گشادِ فرو افتاده. گاهی وقتها پشت فرمان در خیابانهای شلوغ رادیو را خاموش می‌کرد، شیشه‌ها را بالا می‌کشید و در خیالات گم و گوری فرو می‌رفت. بعد از خودش می‌پرسید چه چیزی او را از بقیه مجزا می‌کند؟ چه چیزیهایی او را مثل بقیه می‌کند؟ اولین چیزی که به ذهنش می‌ر‌سید این بود که زنش که تازه با هم ازدواج کرده بودند او را آدم بیش از حد گرم مزاجی می‌دید که نیازهای جنسیش بیش از اندازه است، به حدی که شبها به همسرش آزار می‌رساند. در ابتدا تحمل زنش زیاد بود اما کم‌کم تحملش تمام شد و از او خواست مدتی کاری به او نداشته باشد تا کمی استراحت کند.
………………..

پیرمردی در آسانسور یکی از برجهای تجاری مشهد به نام آلتون می‌نشیند و کارش این است که آدمها را سوار آسانسور کند و به طبقه‌ی مورد نظر برساند. وقتی از در آسانسور پارکینگ وارد می‌شوی شماره پارکینگ را برایت می‌گوید تا جای پارکت را فراموش نکنی، بعد می‌پرسد به کدام طبقه می‌روی و دکمه‌ای را فشار می‌دهد. اغلب موبایل نوکیای قدیمی‌اش را روی رادیو می‌گذارد و اخبار یا برنامه‌های مذهبی گوش می‌دهد. در میانه راه دستی به سر خالی از مویش می‌کشد که تنها در کناره‌ها اندک موی سفید دارد و خودش را روی صندلی کوچکی جابجا می‌کند. در این حال آدم متوجه شکم بر‌آمده و پر از چربیش می‌شود که پایه‌های‌ صندلیِ تاشو را در کف اتاقک از هم دور کرده است.

1 دیدگاه

  1. با خواندن این نقل قول ها بیشتر راغب شدم که هرچه زودتر کتاب را تهیه کنم. به نظر می رسد این کتاب منابع تصویری خوبی در اختیار ذهن خیال پرداز تصویرگرمی گذارد . پیروز باشید

پاسخی بنویسید