مجید حیدری

درس نماد و نشانه شناسی هنر

متن حاضر حاصل تدریس دکتر مجید حیدری در درس نماد و نشانه شناسی هنر در رشته پژوهش هنر در مقطع کارشناسی ارشد در موسسه آموزش عالی فردوس است که به همت یکی از دانشجویان همان کلاس خانم زینب کاتب دامغانی در ترم مهر سال ۱۳۹۷ تهیه و تنظیم شده است.

 

موضوع اول: دسته بندی هنر

تمامی مباحثی که پیرامون هنر می باشد به 3 دسته کلی تقسیم بندی می شود که هر یک از این دسته بندی ها به شاخه های دیگری نیز تقسیم می شوند، این 3 دسته شامل: 1- رویکرد کلی 2- درک و تفسیر ( نقد ) و 3- شناخت می باشد.

در دسته بندی اول: رویکرد کلی به هنر شامل مباحث فلسفی می باشد و در آن به فلسفه هنر و چیستی هنر پرداخته می شود، در فلسفه هنر به مفاهیم اصلی همچون: ذوق، ارزش هنری، تجربه زیبایی شناختی، زیبایی هنرهای زیبا، زیبایی طبیعی، نبوغ و … که توسط فیلسوفان بزرگی چون افلاطون، ارسطو، هیوم، کانت، هگل، نیچه، هایدگر و … ارائه شده، مورد بررسی قرار می گیرد. در چیستی هنر نیز 3 مقوله مورد بررسی قرار می گیرد، مورد اول شامل نظریاتی همچون ( باز نمود، بیان گرایی، فرم، نهاد ) مورد دوم شامل دوره های چون ( کلاسیک، مدرن، پسا مدرن ) و مورد سوم نگاه شرقی و غربی که شامل ( اصلاح شناسی، رویکرد وجودی، روش شناسی ) می باشد .

در دسته بندی دوم: که به درک و تفسیر هنر و به عبارتی به نقد آن می پردازیم به نظریات مبنایی که در علوم انسانی توسط برخی افراد مورخ، جامعه شناس و روانشناس همچون نظریات روانکاوی، فرمالیسم، ساختار گرایی، پسا ساختار گرایی، فمنیسم، مارکسیسم، پسا استعماری و … ارائه شده است که کاربرد این نظریات در نقد هنری، روانشناسی هنر، جامعه شناسی هنر، اقتصاد هنر و … مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .

در دسته بندی سوم: شناخت از هنر توسط پژوهش های هنری اول از طریق رسانه های هنری همچون معماری، الکترونیک، فیلم، زبان، رسانه های نو و … صورت می پذیرد. دوم تاریخ هنر که از مطالعه متونی چون گامبریج، هنر در گذر زمان و … میسر می باشد و سوم کاربرد هنر و تأثیر آن را در آموزش و پرورش، سلامت، ورزش و … بررسی می شود .

هر یک از تقسیم بندی های بیان شده منطبق بر دروس رشته های هنری از جمله پژوهش هنر می باشد، در این درس نماد و نشانه ها بیشتر به لحاظ ساختار گرایی که در حیطه نظریات و در دسته نقد هنری واقع شده مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد، اصولا ساختار گرایان به دنبال الگوهای زیر بنایی هستند که بی ارتباط با علائم و نشانه ها نمی باشد.

همچنین می توان به نمادها از دید مرده و زنده نگریست و کتبی که در باب نظریات نگارش یافته است به خاطر انتقاد از اوضاع و شرایط اجتماعی دوره های مختلف تاریخی از طریق صاحب نظران به رشته تحریر در آمده است.

 

موضوع دوم: اسطوره ها

در این درس برای درک بهتر نمادها و نشانه ها ابتدا از اسطوره های یونان و پس از آن از اسطوره های شاهنامه صحبت کرده و سپس از مباحث ساختار گرایی در این درس بهره می بریم.

به مجموعه داستان های مقدسی که در فرهنگ عامه یک سرزمین از نسلی به نسل دیگر به صورت شفاهی و مکتوب منتقل شده است  اسطوره  ( Myth )می گویند.

به نظر برخی از مورخین نقطه اوج تمدن بشر در 2500 سال قبل از میلاد در دوران زندگی افلاطون و ارسطو در سر زمین یونان بوده است ، چرا که یونان به صورت دولت شهری به مانند ایالات متحده آمریکا اداره می شده است و در تمامی رشته ها، از جمله: اجتماعی، سیاسی، هنری، ادبی و … در اوج و رشد بوده است . اما پس از یونانیان، رومی ها بر آنان مسلّط گشتند و زبان لاتین را جایگزین زبان یونانی قرار دادند و پس از رومیان با ظهور مسیحیت کشورها شکل گرفتند و بعد از آنها عثمانیان روی کار آمدند و … .

قبل از دوران یونان باستان در زمان هومر انتقال داستانها و روایات به صورت شفاهی صورت می گرفته است، اما در دوره یونان باستان در زمان ارسطو فرهنگ شفاهی تبدیل به فرهنگ مکتوب گردید و فرهنگ داستانی به فرهنگ منطق و مفاهیم بدل گردید و تا به امروز نیز تا حدودی تداوم دارد و پاره ای از اصول جایگزین آن گردیده است.

ریشه کلمه Myth  از واژه  Muthos گرفته شده است. این واژه دارای دو وجه بوده است، Logos وجه زبانی و Myth وجه کنشی را در آیین و مراسم داشته است، چرا که وجه کنشی باعث تثبیت و ماندگاری آئین ها می باشد. از این رو افلاطون با فرهنگ کتبی مخالف بود و عقیده داشت که فرهنگ کتبی باعث فراموشی به لحاظ ذهنی و رفتاری آئین ها می شود و این دو بایستی توأمان با یکدیگر باشند . مانند : مراسم عزا داری امام حسین علیه السلام، چنانچه به فردی تصویری از این مراسم نشان دهیم به دلیل آن که آن فرد نسبت به آن مراسم شناختی ندارد برایش قابل درک نیست و شاید در قبال آن موضع منفی نیز بگیرد.

موضوع سوم: قهرمانان اسطوره

تاکنون ریشه یابی کلمه اسطوره را بررسی کردیم اما زین پس می خواهیم بدانیم اسطوره ها چه کسانی هستند؟

افرادی که در اسطوره ها روایت می شوند جزء قهرمانان محسوب می شوند. این قهرمانان به 2 دسته تقسیم می شوند.

دسته اول: واقعی هستند که امروزه در قالب افرادی چون گاندی ، کاسترو و … قابل مشاهده هستند. اما افرادی مانند گاندی و ماندلا به جهت اینکه بر سر حکومت تا آخر عمر نبودند و آن را واگذار کردند نام آوری آنها به دلیل عدم خونریزی بوده است به قهرمان جهانی تبدیل شدند. اما افرادی همچون کاسترو به دلیل دیکتاتور بودن به قهرمان جهانی در عالم واقعیت تبدیل نشدند.

دسته دوم: خیالی هستند مانند بتمن، سوپر من و … ، این دسته ساخته و پرداخته ذهن بشر می باشند و دارای ریشه علمی نمی باشند و توضیحات بیشتری را می توان به این افراد تخیلی افزود، از این رو دروغ نیز در آنها زیاد می باشد و این گونه داستانها بیشتر برای کودکان تعریف می شود.

اسطوره ها مشتمل بر معنای مثبت و منفی می باشند، ساختار گراها در معنای اسطوره بر این باورند که: هر کلیشه فکری که قوم یا ملتی دارد و پایه علمی نداشته و راست و دروغ آن مشخص نیست را اسطوره می گویند و تا حدی با خرافات نسبت دارد، مانند اینکه گفته می شود: اعراب با حمله به ایران، ایرانیان را به زور مسلمان کردند یا هنر فقط نزد ایرانیان است و بس و …. .

پس مردم مفهوم را در قالب اسطوره ها بیان می کنند که گاه مشخص و گاه نا مشخص است و از افراد با ساخته های ذهنی و اغراق های کلامی قهرمان می سازند که در شاهنامه فردوسی افرادی چون جمشید، رستم، سیاوش و … نام برده شده اند.

موضوع چهارم: منابع اسطوره

در این درس ما بایستی به منابع سایر علوم از جمله روان شناسی، زبانشناسی و ادبیات و فرهنگ عامه مراجعه کنیم چرا که نمادها ریشه در زبان، آداب، رسوم، عقاید، باورها و داستانهای قدیمی دارد. منابع مرتبط با آن در زیر فهرستی اندک از این منابع ذکر شده است.

مقالات مرتبط با فرش درباره اسطوره

  1. شاه پروری، محمد رضا ( 1395 ) تجلی نمادین اعداد در فرش دستباف، گلجام، شماره 29، بهار و تابستان، ص ص 5 ، 28.
  2. چیت سازیان، امیر حسین ( 1385 )، نماد گرایی و تأثیر آن در فرش ایران، گلجام، شماره 45، ص ص 37 ، 56 .
  3. میرزا امینی، سید محمد مهدی ( 1390 )، بررسی نقش نمادین ترنج در فرش ایران، گلجام شماره 18، ص ص 9 ، 30 .
  4. چیت سازیان، امیر حسین ( 1385 )، نماد گرایی و تأثیر آن در فرش ایران، گلجام، شماره 45، ص ص 37 ، 56 .

5 . وند شعاری، علی( 1387) ، اسطوره هوشنگ شاه در قالی های تصویری دوره قاجاریه،گلجام، شماره 10، ص ص 87 ، 99.

6 . صباغ پور، طیبه ( 1388 )، تأویل و تفسیر معانی نمادین نقش مایه ماهی در قالی های دوره صفویه با نظر به مثنوی معنوی مولانا،  گلجام، شماره 12، ص ص 31 ، 54.

7 . مدنی، لیلا ( 1388 ) ،بررسی نقش مایه درخت بید مجنون در قالی نقش خشتی استان چهار محال و بختیاری، گلجام ، شماره 12، ص ص 69 ، 86 .

8 . رسولی، اعظم ( 1389 )، بررسی نمودهای اساطیری خورشید و مهر در فرش دستباف ایران، گلجام ، شماره 16 ، ص ص 111 ، 132 .

  1. میرزا امینی، سید مهدی و کاظم پور، داریوش ( 1391 ) ، نقش شیر در فرش ایرانی در مقایسه با آثار ادبی و عرفانی، گلجام ، شماره 32، ص ص 61 ، 72 .
  2. نفیسی نیا، لیلا ( 1392 )، نقش هراتی « ماهی درهم » در جغرافیای فرش ایران، گلجام، شماره 23، ص ص 91 ، 110 .
  3. محمد رضا و عقیقی حاتمی پور، میثم ( 1393 )، مطالعه مفاهیم نقش مایه بز در نمدهای استان کرمانشاه، رهیده، گلجام، شماره 25 ، ص ص 5 ، 27 .
  4. طاووسی، محمود ( 1394 )، گفتمان باستان گرایی در نقوش قالی های تصویری دوره قاجار، گلجام، شماره 28. ص ص 23 ، 38 .
  5. زمردی، حمیرا، ( 1379 )، تجلیات قدسی؛ تمهیدات عددی اسطوره؛ سمبل و نماد، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شماره 44 .

14 . ممتحن، مهدی و خزائی، محمد ، ( 1395 )، نگاره های نمادین اعداد در قرآن؛ اسطوره و ادبیات، نشریه مطالعات ادبیات تطبیقی، شماره 19 .

  1. تامپسون، جان، ( 1386 )، نماد شناسی در فرش، ترجمه نازیلا دریایی، ماهنامه قالی ایران، شماره 74 .
  2. حصوری، علی، ( 1379 )، نماد چیست؟، فصلنامه فرش دستباف، شماره 18 .
  3. مختاریان و بهار، (1390 ) ، بلبل سر گشته ؛ پژوهشی در نماد شناسی گل و مرغ، مجله نامه فرهنگستان ، شماره 46 .
  4. پرهام، سیروس، ( 1378 ) ، جلوه های اساطیری و نمادهای نخستین در قالی ایران، فصلنامه نشر دانش ، شماره 88 .

19 . کیستی، جاتین، ( 1378 ) ، اسطوره  نشانه شناسی در ارتباط با فرش های شرقی، ترجمه کامران احمد گلی، مجله قالی ایران، شماره 19 .

  1. پرهام، سیروس، ( 1379 ) ، نماد، فصلنامه فرش دستباف، شماره 18.

کتابهای مرتبط با اسطوره

  1.  جمعی از نویسندگان، ( 1393 ) ، تاریخ جامع ایران، ج 2، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی.
  2. هینلز، جان ( 1368 )، شناخت اساطیر ایران، مترجمین، آموزگار، ژاله، تفضلی، احمد، تهران، کتابسرای بابل و چشمه .
  3. عفیفی، رحیم( 1374 )، اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشته های پهلوی، تهران، توس.
  4. آموزگار، ژاله( 1381 )، تاریخ اساطیری ایران، تهران، سمت.
  5. داد ور، ابوالقاسم و منصوری، الهام ( 1385 )، در آمدی بر اسطوره ها و نمادهای ایران و هند در عهد باستان، تهران، دانشگاه الزهرا ( س ).
  6. ناظمی، نازیلا( 1377 )، نوروز ایرانیان، تهران، موسسه کتاب همراه.
  7. عرب گلپایگانی، عصمت ( 1376 )، اساطیر ایران باستان، تهران ، هیرمند.
  8. الیاده، میر چا ( 1374 ) ، اسطوره، رویا، راز، مترجم، منجم، رویا، تهران، فکر روز.
  9. سر خوش کرتیس، وستا( 1373 )، اسطوره های ایرانی، مترجم، مخبر، عباس، تهران، سعدی.
  1. افروغ، محمد ( 1393 )، نماد و نشانه شناسی در فرش، تهران، میر دشتی .
  2. پوک، گرانت ( 1392 )، مبانی تاریخ هنر، تهران، ققنوس.
  3. چندلر، دنیل، ( 2002) ، مبانی نشانه شناسی، مترجم، پارسا، مهدی.
  4. کابلی، پاول و جنز، لیتزا، آشنایی با نشانه شناسی.
  5. مارتین، برانون و رینگام فیلزیتاس، اصطلاحات کلیدی نشانه شناسی.
  6. دوسوسور، فردینان ، ( 1916 )، دوره زبان شناسی عمومی، مترجم، ………. .
  7. چادویک، چارلز ، ( 1375 )، سمبولیسم، ترجمه مهدی سحابی، تهران، نشر مرکز.
  8. هوهنه گر، آلفرد، ( 1366 )، نمادها و نشانه ها، ترجمه علی صلح جو، تهران، انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی .
  9. بهار، مهر داد، ( 1352 ) ، اساطیر ایران، تهران، بنیاد فرهنگی ایران.
  10. ری یس، ژولین، ( 1387 )اسطوره و رمز در اندیشه میر چا الیاده، ترجه جلال ستاری، چاپ سوم، تهران، مرکز.

21 . سر لو، خوان ادواردو، ( 1389 )، فرهنگ نمادها، ترجمه مهر انگیز اوحدی، تهران، دستان.

  1. شوالیه، ژان و آلن گرابان، ( 1388 )، فرهنگ نمادها، ترجمه و تحقیق سودابه فضائلی، جلد سوم، چاپ دوم، تهران، جیحون.
  2. فرضی پور، داریوش، ( 1390 ) ، اساطیر ایران، قم، بو کتاب.
  3. کاسیرر، ارنست، ( 1378 )، فلسفه صورت های سمبلیک، ترجمه ید الله موقن، تهران، هرمس.
  4. کوپر، جی، سی، ( 1386 )، فرهنگ مصور نمادهای سنتی، ترجمه ملیحه کرباسیان، تهران، فرهنگ نشر نو.

26 . نور آقایی، آرش، ( 1387 )، عدد؛ نماد؛ اسطوره، تهران، افکار.

27 . یا حقی، محمد جعفر، ( 1386 )، فرهنگ اساطیر و داستان واره ها در ادبیات فارسی، تهران، فرهنگ معاصر.

  1. یونگ، کارل گوستاو، ( 1377 )، انسان و سمبولهایش، ترجمه محمود سلطانیه، تهران جامی.
  2. تفضلی، احمد، ( 1385 )، مینوی خرد، به کوشش ژاله آموزگار، تهران، توس.

30 . فرنبغ دادگی، فرنبغ، ( 1385 )، بندهش، به کوشش مهرداد بهار، تهران، توس.

  1. دیوید سون، ه و آلیس، ( 1385 )، شناخت اساطیر اسکاندیناوی، ترجمه باجلان فرخی، تهران، اساطیر.
  2. دو بوکور، مدنیک، ( 1387 )، رمزهای زنده جهان، ترجمه جلال ستاری، تهران، مرکز.
  3. جابز، گروتر، ( 1370 )، سمبل ها، ترجمه محمد رضا بقا پور، تهران، مترجم.
  4. مهرگان، آروین ، ( 1385 )، دیالکتیک نمادها پژوهشی در ساخت غریزی ذهن، اصفهان، نشر فردا.
  5. فتیشکه، گونتر، ( 1389 )، از شینتو تا آندو، ترجمه آرین امیر خانی و پرهام بقایی، تهران، سیمای دانش.
  6. شوئون، فریتیوف، (1387 )، روح نماد پرداز، ترجمه جلال ستاری، مجموعه مقالات اسطوره و رمز، چاپ سوم، تهران، انتشارات سروش .

37 . سجادی، سید جعفر، ( 1381 )، فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی ، چاپ ششم ، تهران ، انتشارات طهوری.

  1. هال، جیمز، ( 1383 )، فرهنگ نگاره ای نمادها در شرق و غرب، ترجمه رقیه بهزادی، چاپ دوم، تهران، انتشارات مولی.

 

معرفی کتاب تاریخ اساطیری ایران از ژاله آموزگار

برخی از آثار ژاله آموزگار

تاریخ ادبیات فارسی – کتاب پنجم دینکرد – زبان ، فرهنگ و اسطوره – زبان پهلوی ، ادبیات و دستور آن – شناخت اساطیر ایران – مینوی خرد – کتاب سوم دینکرد – یادگار زریران ، متنی حماسی از دوران کهن – از گذشته های ایران – تاریخ جامع ایران ، جلد 2 و ….

روش تنظیم مطالب کتاب

1- اسطوره و نحوه به وجود آمدن اساطیر و منافع اسطوره شناسی

2- منابع اساسی برای تدوین اساطیر ایران

3- اقوام هند و اروپایی و هند و ایرانی

4- مبحث آفرینش از دید گاه اساطیر ایرانی

5- کل آفرینش 12 هزار ساله در چهار دوره 3 هزار ساله بررسی شده است

فصل اول : کلیات

1- واژه اسطوره

اسطوره کلمه ای معرب است که از واژه یونانی هیستوریا ( historie) به معنی ( جستجو، آگاهی و داستان ) گرفته شده است. برای بیان مفهوم اسطوره در زبان از بازمانده واژه یونانی میتوس ( mytos ) به معنی ( شرح، خبر و قصه ) استفاده شده است .

2- تعریف اسطوره

در برخی فرهنگ ها اسطوره را زاییده افکار خیالی می دانند. اما اسطوره داستان و سر گذشتی مینوی است که شرح عمل، عقیده، نهاد یا پدیده ای طبیعی به صورت فراسویی است که بخشی از آن از سنتها و روایت ها گرفته شده و با آئین ها و عقاید دینی پیوند نا گسستنی دارد و به پیدایی اول هر چیز و ادامه آن اشاره دارد و شخصیت های اسطوره موجوداتی مافوق طبیعی هستند و قهرمانهای مثبت هاله ای از تقدس دارند، در داستانهای اسطوره مفهوم مهم است و به واقعیت ها برگشت داده شده و منطقی را دنبال می کند.

3- دلیل وجودی اسطوره

اسطوره واکنشی از ناتوانی انسان است در مقابله با در ماندگی ها و ضعف او در بر آوردن آرزوها و ضعف او در برابر حوادث غیر مترقبه، در اسطوره قهرمانان از صورت موجود بشری خارج شده و به یک موجود خارق العاده مبدل می شوند که این ابتدا از خلق خدایان آغاز شده و آنها به شهریاران و پهلوانان زمینی تبدیل می شوند .اسطوره تجسم احساسات آدمیان و تکرار آن موجب آرامش در زندگی آنها است. اسطوره نشانه ای از عدم آگاهی بشر از علل واقعی حوادث است و انسان تخیل را با واقعیت پیوند می دهد.

4- اصل و ماهیت و زمان اسطوره ها

اسطوره زمان و مکان نامعلومی دارد چرا که در طی سالیان متمادی داستان ها به صورت شفاهی نقل شده اند و تغییر و تحول نیز داشته اند. اسطوره ها مربوط به یک زمان خاص نیستند و به دوره های مختلف تعلق دارند.

5- فایده اسطوره شناسی

دانش اساطیر در شناسایی تاریخ تمدن، ساختمان های اجتماعی کهن و در پی بردن به طرز تفکر و اعتقادات مردمان دوران باستان مفید است و به دانش باستان شناسی و ابهامات آن کمک می کند .

6- منابع اساطیر ایران

کتاب هایی که شامل داستان، شعر، ادبیات و دعاها بوده است.

الف ) منابع هندی: به دلیل اشتراکات فرهنگی از زمان آریائیان منابع خوبی هستند. و شامل : وداها، اوپانیشادها، مها بهاراتا، پورانا.

ب) منابع اوستایی: کتاب اوستا شامل 21 جلد بوده که 5 جلد از آن موجود می باشد. و شامل: یسنها، ویسپرد، یشتها، وندیداد، خرده اوستا

ج) منابع مانوی: شامل نوشته های مانی و پیروان او در سده 3 و 4 میلادی بوده است.

د ) منابع پهلوی: متعلق به قرن 9 میلادی بوده و پس از ورود اسلام به ایران نگاشته شده است و شامل: دینکرد، بندهشن، گزیده های زادسپرم، روایات پهلوی و سایر کتب پهلوی.

ه ) منابع عربی و فارسی: تاریخ طبری، بلعمی، یعقوبی، شاهنامه فردوسی و … این آثار از روی خداینامه های دوران ساسانی نوشته شده است.

و ) نگاره ها: نقش و نگارهایی که بر روی آثار طبیعی و دستی موجود می باشد.

ز ) نوشته های مورخان غیر ایرانی: منابع اروپایی، ارمنی، سریانی و …

7- پیش در آمدی بر اساطیر ایران

در حدود دو هزار سال پیش مهاجرت آریایی ها به سایر نقاط ( اروپا، ایران و هند ) بوده است. اشتراکات فرهنگی زیادی بین آنها وجود دارد چون در ابتدا با هم بودند و بعد جدا شدند. آیین زردتشت 1000 تا 1200 سال پیش از میلاد ظهور کرد. پیش از آ خدایان ستایش می شدند ولی بعد از زردشت مزدا به معنی ( خرد و فرزانگی ) اهورا ( سرور ) و خدایان در سلسله مراتب بعد از اهورا مزدا قرار داشتند. ایران و هند وظایفی را برای خدایان در طبقات 3 گانه جامعه قائل بودند.

1- فرمانروایان و روحانیان 2- ارتشتاران 3- کشاورزان و پیشه وران و دست ورزان

8- آفرینش از دیدگاه اساطیر ایرانی

بنا بر باورهای ایرانیان آفرینش در محدوده 12 هزار سال اساطیری انجام می گیرد، این 12 هزار سال به چهار دوره 3 هزار ساله تقسیم می شود. در دوران نخستین عالم مینوی و در دورانهای بعد مینوی و گیتیی است.

سه هزار سال اول > جهان مینوی > 1- اورمزد ( دنیای خوب: نور، زندگی و دانایی و …) 2- اهریمن ( دنیای بد: تاریکی، زشتی و نابودی و …)

در نوشته های زردشتی به اصل این دو اشاره نشده است و هر دو را همزاد یکدیگر می دانند. در باورهای زروانی اصل این دو را یکی می دانند و اورمزد را حاصل نیایش و صبر زروان ( خدای زمان ) و اهریمن را حاصل شک او می دانند. زروان نیت می کند هر پسری که زودتر به دنیا آمد فرمانروا شود و اهریمن می فهمد و زودتر از اورمزد به دنیا می آید. زروان مجبور می شود اهریمن را به مدت 9 هزار سال فرمانروا کند با اطمینان از اینکه اورمزد در پیکاری پیروز می شود و تا ابد فرمانروایی می کند و کل آفرینش زروانی در 12 هزار سال انجام می شود.

 

فصل دوم : آفرینش در3 هزار سال نخستین

الف ) دنیای روشنی ها و نیکی ها

1- قلمرو اورمزد ( امشا سپندان و ایزدان )

امشا سپندان: سپند مینو ( مقدس )، بهمن( اندیشه نیک )، اردیبهشت( راستی )، شهریور( شهریاری مطلوب )، اسپندارمذ( اخلاص، بردباری )، خرداد ( کمال )، امرداد( بی مرگی )

ایزدان : مهر، ناهید، تیشتر، رپیتوین، بهرام، وای، رشن، سروش، اشی، دین، چیستا، آذر، هوم، گوشورن، درواسپ، زروان

ب) دنیای تاریکی ها و بدی ها

2- قلمرو اهریمنی ( دیوان )

برای هر ایزدی یک رقیب یا هماورد می باشد .

سر دیوان: اکومن( دشمن بهمن )، اندر( دشمن اردیبهشت )، ساوول( دشمن شهریور )، ناهیه( دشمن سپندار مذ )، تیریز( دشمن خرداد )، زیریر( دشمن امرداد )

دیوان و دروجان ( صفات بد ): جهی، استویداد، ویز رش و …

دوره پایان 3 هزار سال نخستین و آغاز 3 هزار سال دوم ( برخورد دو نیرو )

اورمزد با وجودی که می تواند اهریمن را متوقف کند اما به دنبال فلسفه هستی است که نابودی همیشگی بدی است و این در صورتی میسر است که او همه نیروهایش را به کار برد تا او کم کم به تحلیل رود و نابود شود. او ذره ای از نورش را به دنیای اهریمن فرستاده و او در پی نابودی نور است، اورمزد پیشنهاد آشتی و پذیرش ستایش آفرینش اور مزد را می کند که با مخالفت اهریمن مواجه شده و او دوباره پیشنهاد می کند که دورانی برای جدال و زمانی برای واپسین نبرد معین شود و اهریمن آن را می پذیرد و در سه هزار سال دوم اهریمن توسط دعای راستی بیهوش می شود.

 

فصل سوم: آفرینش در 3 هزار سال دوم

آفرینش مادی و پیش نمونه های گیتی

پس از بیهوشی اهریمن ، اورمزد آفرینش گیتی را آغاز می کند. او در 6 نوبت پیش نمونه های پدیده های اصلی آفرینش ( آسمان ( روشن )، آب( یک قطره )، زمین( گرد ) ، گیاه( یک شاخه )، جانور( گاو )، انسان( کیومرث ) ) را می آفریند. در اعتقادات کهن ایرانی برای اهریمن آفرینش مادی قائل نشده اند.

 

فصل چهارم: آفرینش در 3 هزار سال سوم

پایان 3 هزار سال دوم و آغاز 3 هزار سال سوم

یاران اهریمن به دنبال هوشیاری اهریمن هستند و به او وعده کمک در تخریب همه آفریده های اورمزد را می دهند، اهریمن وقتی هوشیار می شود بوسه ای بر سر جهی می زند و در خواست جهی را بر می آورد که مردان او را آرزو کنند.

1- حمله اهریمن و سرنوشت پیش نمونه ها ( یورش دوم اهریمن )

برخی از مخلوقات بعدی در اثر حمله اهریمن و یاری ایزدان دیگر حاصل می شود. اهریمن با حمله به آسمان آن را تاریک و به آب آن را شور و گل آلود، گیاه را خشک و پژمرده و گاو را نزار می کند و گاو بر پهلوی راست افتاده و می میرد. اهریمن به دلیل اینکه عمر کیومرث از اول سی سال معین گردید نتوانست با او مقابله کند چون اورمزد او را به خواب سی ساله فرو برد و وقتی بیدار شد همه چیز را در آمیخته با یکدیگر می بیند، راستی را با دروغ و …

2- نخستین زوج بشر

از نطفه کیومرث که بر زمین ریخته می شود مشی و مشیانه که نخستین زوج آدمی هستند شکل می گیرد، آنان با اولین دروغ آفریدگاری جهان را به اهریمن نسبت می دهند و نخستین گناه آدمی همین نسبت دادن بنیاد هستی به شر است. آنها فرزند اول خود را از شدت شیرینی او می خورند و اورمزد برای بقای بشر این حلاوت را می گیرد و به آنها کارها و پیشه های گوناگون را می آموزد و سپس آنها 7 جفت فرزند به دنیا آورده و هر یک به هفت کشور می روند و نسل بشر را به وجود می آورند.

3- فرزندان نخستین بشر

پیشدادیان: هوشنگ، تهمورث، جمشید، ضحاک، کاوه، فریدون، سلم و تور و ایرج، منوچهر

( پهلوانان: آرش، گرشاسب، سام، زال، رستم، نوذر، زو و پایان سلسله پیشدادیان )

کیانیان: کی قباد، کیکاووس، سیاوش، کیخسرو، لهراسب، گشتاسب، جانشینان گشتاسب، داراب و اسکندر مقدونی

 

فصل پنجم: آفرینش در 3 هزار سال چهارم

هزاره اول از سه هزار سال چهارم

دوره وحی دینی

1- آمدن زردشت

او به مانند سایر انسان ها از سه عنصر شکل یافته است : فره، فروهر، جوهر

زرتشت بیدادی که بر کیومرث رفته بود را جبران کرد. پشوتن پسر فنا ناپذیر گشتاسب ایران را از اسکندر مقدونی پس می گیرد.

بهرام ورجاند برای کمک ایرانیان از کابل یا هندوستان به سوی ایران می آید.

هزاره دوم و سوم از 3 هزار سال چهارم

2- فرزندان موعود زردشت ( اوشیدر، اوشیدر ماه، سوشیانت )

3- سرنوشت پایانی جهان بنا بر اساطیر ایران ( سوشیانت )

 

موضوع پنجم: دال و مدلول

تاکنون به مباحثی در خصوص دسته بندی های هنر، نماد، فرهنگ و اسطوره پرداخته شده است. همان طور که در مبحث فرهنگ کتبی بیان شد اسطوره ها شامل قهرمانان ملی و جهانی می باشند که برخی از آنها قهرمانان مثبت و برخی منفی می باشند، اسطوره ها از روایت یا چیز شکل می گیرند .

برای هر مبحث علمی 3 مرحله نیاز است که شامل: 1- مبادی ورودی 2- روش شناسی ( ساختار گرایی، نشانه شناسی ) 3- ارزیابی – تطبیق می شود. یعنی از چه جنبه و جهت و موضوعی وارد شویم.

در این درس پس از مقدمات ( مختصری از آن در جلسات قبلی مطرح گردید )، در مرحله اول نماد شناسی و مرحله دوم روش بررسی نمادها  و در مرحله سوم تطبیق نمونه های هنری بر یکدیگر بیان می شود. از جمله کتب مفید در این زمینه کتاب مبانی تاریخ هنر از گرانت پوک می باشد.

ابتدای امر از روش شناسی که مشتمل بر ساختار گرایی و نشانه شناسی است شروع می کنیم. فردینان دو سوسور و پیرس در زمینه زبان شناسی جزء پیشگامان نشانه شناسی بودند، دو سوسور 2 مسأله را در زبان شناسی مطرح نمود:

1- دال (signifier ) 2- مدلول (signified )

او زبان را به لحاظ ساختاری و قواعد دستوری به 2 دسته تقسیم کرد:

1- ساخت ساختار ( langue ): شامل قواعد دستوری زبان بوده و دامنه ای محدود داشته و شباهت های یک چیز یا مفهوم را بیان می دارد.

2- گویش ( parol ): شامل قواعد دستوری زبان نبوده و دامنه آن نامحدود است و تفاوتهای یک چیز یا مفهوم را بیان می کند.

از میان یک مفهوم یا چیز پی به شباهت ها و تفاوتها می بریم و این شباهت ها است که شامل ساخت، زیر ساخت و الگوهای کلی ( structure ) می شود  ( از شباهت ها مخرج مشترک گرفته و تفاوت ها را کنار می گذاریم )

دال و مدلول چیست؟ هر چیزی اعم از کلامی و غیر کلامی که موجب شود مفهومی در ذهن ما ایجاد شود  دال گویند و معنا و مفهومی که از آن در ذهن شکل می گیرد  مدلول گویند. اغلب شکل این ذهنیت در افراد متفاوت می باشد. مانند: وقتی می گوییم درخت کاج هر کسی شاید یک نوع از درخت کاج در ذهنش شکل بگیرد.

هر چیزی  کلامی و غیر کلامی ( دال )                    معنا و مفهوم آزاد شده ( مدلول )

ساختار گرایی رویکردی است که از دو سوسور شروع شد، او بین  langue و parol تمایز گذاشت و معتقد بود دال و مدلول مانند یک سکه دو رو هستند که یک رو دال و روی دیگر مدلول می باشد و یکی از ریشه های نشانه شناسی همین ساختار گرایی است. Langue قواعد مشخص به خود را دارد و ما از   parol سعی می کنیم که به  langue برسیم.

در نتیجه از ساختار گرایی در جداول مربوط به مقالات و پایان نامه ها استفاده می شود و در ساختار یک مقاله یا پایان نامه بایستی مبانی نظری که در تحقیقات بسیار مهم است داشته باشیم چرا که مبانی نظری از فرضیات مطروحه در مقاله و پایان نامه شکل می گیرد.

موضوع ششم: خلاصه فصل اول کتاب اسطوره های موازی

اسطوره: نخستین شکل علم است ، غالبا حقیقت را بیان می کند و مبنای اخلاق، دولت و هویت ملی بوده و هنوز هم هست.

عبارت های کلی درباره اسطوره: در ذهن ناخود آگاه ماست، گذشته و حال و آینده را به هم پیوند می دهد، به رفتارها جهت می دهد، 5 حس ما را درگیر می کند، مانند چسبی است که ملتها را به هم می چسباند، الگویی از باورهاست و به زندگی معنا می دهد.

زبان و اسطوره: گاهی با زبان مفاهیمی را توصیف می کند که فراتر از حواس 5 گانه است. در بسیاری از اسطوره ها سراسر حیات محصول ازدواج پدر ( آسمان ) و مادر ( زمین ) است.

1- وجود عنصر انسان ریختی که شباهت انسان به خداوند است.

2- تشخص بخشیدن به مفاهیم تجریدی به عنوان خدا ( شخصیت های فرا انسانی و فرو انسانی ).

3- بیشتر واژه ها در زندگی روزمره از نام خدایان باستان ( اسطوره ای ) گرفته شده است و کاهی فلسفه و معنی پشت سر آن با واژه معنا می یابد که شاید واژه عینا همان نباشد ولی با دیگر واژه ها رابطه داشته باشد.

4- زبان، همه چیز اسطوره است چون زبان و کلام قداست دارد.

5- پرسش های فلسفی باعث پیدایش یکتا پرستی درباره خدایان شد، خدایی واحد که در پس کلیه پدیده هاست.

زمان و اسطوره : در سایر ملل زمانهای اسطوره ای از ایام سال، ماه و روز گرفته شده است.

وجه اشتقاق ماه ها: اصولا شیوه ای که سال ها را می شماریم و تاریخ را نگاه می داریم بر اسطوره و دین استوار است. اسطوره سنگ محکی است که سنجش زمان را امکان پذیر می سازد.

زمان مقدس: زمانی جداگانه برای واقعیتی جداگانه است که به فراسوی ساعت و تقویم گام می نهد زیرا میعادهای ما با جاودانگی را مشخص می کند.

تاریخ و اسطوره: از دیدگاه انسان سنتی اسطوره تاریخ است مانند عبارت روزی روزگاری. از دیدگاه انسان مدرن اسطوره و تاریخ دو چیز متمایز و کاملا متفاوت هستند. دو دید گاه کاملا متفاوت برای درک اسطوره: دیدگاه خطی و دیدگاه دوری.

تاریخ خطی: تاریخ از نقطه ثابتی آغاز می شود و در یک خط مستقیم تا به امروز پیش می آید و از زمان مسیحیت تا به الان به سمت پایان تاریخ حرکت می کند. خواه این پایان روز محشر باشد یا زمانی که یک آرمانشهر تاسیس می شود. یک نقطه آغاز در گذشته و یک نقطه پایان در آینده وجود دارد.

تاریخ دوری: صرفا فرآیندی از دورهای یکسان است و ما با اصولی جاودانه مواجهیم که تا بی نهایت تکرار می شوند. در اندیشه هندو جهان بارها آفریده، ویران و باز آفریده شده است و آنچه ذهن غربی آن را تاریخ تلقی می کند وجود ندارد.

اسطوره مدنی: سرنوشت دولت در پیوندی تنگاتنگ با سرنوشت خدایانی قرار داشت که در محراب ها پرستش می شدند. هویت ملی مبتنی بر یک تاریخ مشترک و نمادهای ملی مشترک است. مبنای شکل گیری و مشروعیت دولت ها، اسطوره های مدنی کشورها است که از رهگذر پذیرش نمادهای مشترک شهروندان را متحد می کند.

اخلاق و اسطوره: اسطوره به خصوص آن گونه که در دین مرز بندی شده همواره مبنایی برای اخلاقیات یک جامعه بوده است، وحی ها مشروعیت یک نظام اخلاقی را در جامعه رقم می زد. یکی از مهم ترین کارکردهای اسطوره جا انداختن و نگهداری از یک قاعده اخلاقی عموما پذیرفته شده است مانند اسطوره های ثنویت گرای آفرینش در ایران ( غلبه خدای خیر بر شر )

مفهوم مقدس: گاهی انسان در برابر حوادث طبیعی زانو می زند اما در برابر رازهای مطلقا غیر قابل درک که آشکار و نهان است زانو می زند.

موضوع هفتم : خلاصه فصل دوم کتاب اسطوره های موازی

قالب ریزی شخصیت ها 

پانتئون ترکیبی از دو واژه یونانی پان به معنی همه و نئون به معنی خدایان است.

مجمع خدایان یونانی و رومی: 14 خدای اصلی می باشند و 12 تای آنها به اولمپی ها مشهورند که در قله کوه المپ در یونان زندگی می کنند و دو خدای دیگر به زمین تعلق دارند.

دوازده اولمپی

1- زئوس( ژوپیتر، ژاو ): به معنی آسمان درخشان است و فرمانروای آسمان ها و خشکی های زمین است.

2- هرا( ژونون ): به معنای نگهدارنده مونث است و زنان برای انتقام گرفتن از شوهران خطا کار خود به او توسل می جویند.

3- آفرودیت( ونوس ): به معنای زاده کف است. او الهه زیبایی و میل جنسی است و واژه آن ریشه بیماریهای مقاربتی است.

4- هرمس( مر کوری ): به معنای ستون یا اهلیل است و خدای گذر گاهها و پیک خدایان و … است.

5- آپولون: به معنای مرد سیب یا ویرانگر است و ایزد خورشید و ارابه رانان در آسمانها است و حامی قهرمانان ورزشی و انواع هنر است.

6- آرتیمس( دیانا ): حامی بچه های کوچک و شکار چیان است که همیشه باکره است و در کتاب اعمال مقدس از او به بزرگی یاد شده است.

7- ارس( مارس ): به معنای جنگجو است . ایزد ناراستی است و در بین خدایان اولمپی محبوبیتی ندارد.

8- هیستا( وستا ): به معنای کانون خانوادگی است . هرگز باعث درد و رنج نمی شود و هنر خانه سازی به او منسوب می شود.

9- پوزیدون( نپتون ): بر اساس ادعایی به معنای کسی که نوشابه می دهد است و ایزد دریا است.

10- هاوس( پلوتون ): به معنای کور است. او ایزد ثروت است و تمامی دارائی های زیر زمین به او تعلق دارد.

11- آتنا( مینروا ): به معنای ملکه آسمان و بانو است. او از سردرد شدید زئوس در هیأت زنی بالغ با لباس رزم از سر او خارج می شود و الهه خرد و مخترع فلوت، پختن و … است. آتنا همیشه باکره است و جغد نماد اوست .

12- هفایستوس( وولکان ): به معنای کسی که روز را روشن می کند است و زشت سیما است و ایزد لنگ آهنگری و حامی آهنگران است و نیروی آتشفشانی دارد.

دو ایزد زمینی

13- دیمیتر( سریس ) : نام او به معنای مادر جو است او الهه کشاورزی است . واژه آبجو از نام او مشتق شده است و او مسئولیت رویانیدن بذر را بر عهده دارد.

14- دیولوسوس( باکوس ): به معنای خدای لنگ است. وی ایزد درخت مو ، انگور و شراب و تئاتر است. جشن های با کانالیا یاد آور یک جشن رمی قدیمیاست که به افتخار او بر پا می شد.

قرار داشتن دیمیتر و دیولوسوس در هر فهرست مهمی از خدایان یونان گویای مطالب فراوانی درباره شیوه زندگی یونانیان است . نان و شراب غذای اصلی یونانیان بود و شراب را نیامیته استفاده میکدند که امروزه نیز این چنین است.

یک مجمع خدایان جدید

غرب در ظاهر پیرو مسیحیت است اما در عمل زیر سیطره سه گانه نامقدس پلوتون( خدای ثروت ) آپولون( خدای علم ) و مر کوری( خدای راهزنان ) قرار دارد و هر سه آنها در گیر خشم و نفاق هستند. گویا آپولون بمب اتمی در دست دارد چون فیلسوفان قرن 18 ورود عصر خرد را بشارت داده اند.

مجمع خدایان اسکاندیناوی

1- اودین: به معنای فرمانروای یک چشم خدایان است . او در هیأت خدای خردمند و عموما عادل تصویر شده است.

2- فری: ایزد کشاورزی، تجارت و صلح است که به معنای آزاد و آزادی است.

3- فرییا: خواهر فری، الهه عشق و زیبایی است.

4- فریگا: شاید الهه ای جداگانه بوده است.

5- تیر( تیو ): ایزد جنگ بود.

6- لوکی( لوگه): سر چشمه فریب دادن و آسیب رسان به خدایان بوده است.

7- هل: خواهر اودین بوده و بر جهان زیرین حکومت می کرده و به معنای جهنم از واژه ( hell)  مشتق شده است.

خدایان هند: خدای بزرگ برهمن است که نفس خدا نامیده می شود. تریمورتی یا تثلیث خدایان بزرگ هندی از برهمای آفریننده ، ویشنوی نگهدارنده و شیوای ویران کننده تشکیل می شود و 3 همتای مونث دارند. که 3 شکتی هستند. رامان و مهابهارت دو حماسه بزرگ هند هستند و برای حفظ شر هستند. دیگر خدایان هندو عبارتند از: برهسپ، ایندره، ورونه، کوبره، رو دره، پوشن، مهادیو، گاشنا، اسکنده، کامه دیو.

در هند چند خدا وجود دارد؟ سه صد و سه و سه هزار و سه

مجمع خدایان مصری:  انه ( خدایان نه گانه ) انه به معنای 9 است، رع و فرزندان او ( شو، تفنوت، گب، نوت، اوزیریس، ایزیس، ست، تفثیس، بست، هاثور، مات، ارنویت .

مجمع خدایان هاوایی : پولینزی ها نیروی موجود در کائنات را به دو دسته ( آو یا کو ( مذکر ) و پو یا هینا ( مونث ) ) تقسیم می کنند و به معنی بر پا خیزننده است . نیایشگران کو، رو به خاور و هینا، رو به باختر می ایستادند و نیایش می کردند. کو و هینا والدین اولیه خدایان هستند. پله، کانالوا، مائوی، لوند .

مجمع خدایان آزتک: اونتئول، تلا کوک، اهکاتل، شیپه توتک، شوچی پیلی، تلاستو تئوتل، اویستی پوچتلی

خدایان کم اهمیت تر از آزتک: تتئوانیان، کواتلیکوئه، شیوا کواتل، اتیس پاپا لوتل، هوا هوا تئوتل، سن تئوتل، اومه تو چتلی، چالچیو تلیکوئه، وایشتو چیواتل.

 

موضوع هشتم: انتخاب یک نماد و خلاصه ای از آن

نماد درخت

نماد درخت در انواع هنرهای ایرانی از جمله تصاویری است که تکرار و مداومت آن ذهن بسیاری را بر خود مشغول داشته است. در تمامی سفال ها و منسوجات و نقاشی ها و حتی حجاری های تاریخ ایران ، درخت چنان جایگاهی داشته که حالت تقدس و احترام آمیز آن حتی نزد هنرمندان شهرت فراوان دارد. نماد پردازی درخت جهان به معنای نماد پردازی کل کیهان است. قلمروی این درخت در ناخود آگاه و زندگی ژرف تر ما تحریر شده است .از جمله ایلیاده در این باره چنین می گوید: این نقش از جمله نقوش اساطیری مهمی است که راز زیبایی درخت های سرو منقوش بر دیوار نگاره های تخت جمشید از جمله قدیمی ترین آثاری است که بیان اهمیت و اعتبار این آفریده ی پروردگار در میان هنرمندان و شاهان هخامنشی است .

در ادبیات و فرهنگ عامه، تعابیر فراوانی درباره ی درخت وجود دارد: جوان، کهنسال، خزان دیده، خزان رسیده، خوش ثمر، موزون، سرکش و غیره. انتساب صفات انسانی مذکور به درخت، ارتباط عمیق انسان و درخت و احترام نسبت به درخت را آشکار می کند. انسان ها درخت را مانند خود موجود زنده و دارای روح و شعور به شمار آورده و بیش از هر موجود دیگری با درخت همسان پنداری دارند.

بر اثر داد و ستدهای متقابل میان تمدنها انواع و اقسام درختان قدسی که بر غنای تصویر اولیه می افزایند، پدید آمده اند. در بین النهرین درخت زندگی ترکیبی از رستنی های گوناگون است که مردم آن را به علت طول عمر ، زیبایی و سودمندی مقدس می شمردند .

از درختان دیگر می توان به درخت سد اشاره کرد که چوبش گران بهاست و نخل ، تاک و درخت انار که نماد باروری است. در ایران نخستین نمونه های گیاهی روی سفال ها ، مهره و سنگ ها دیده می شود. در مفرغ های لرستان ، آثار مارلیک و املش و زیویه در عصر مادها و هخامنشیان و پارت ها نیز تصویر آئینی درخت را همچنان می بینیم. در دوره ی ساسانیان و در آئین های مانی، زرتشتی و مهری، دخت نقش محوری و جایگاه خاص داشته است و شواهد بسیار در دست است که هخامنشیان درختان را مقدس می شمردند و نوعی آئین مذهبی برلی درخت که در ارتباط با اندیشه و مفهوم پادشاهی بوده، به جا می آوردند . پرستش درخت از نقش هایی که بر حجاری های پلکان تخت جمشید وجود دارد نیز استنباط می شود. ساختمان های تخت جمشید نیز سراسر آکنده از نماد درخت است. درخت مظهر زندگی و درخت زندگی ، مظهر پادشاه است. زرتشت درخت کاری و آبادانی زمین را کرداری نیک می دانسته و در اوستا صدمه به گیاهان و درختان را گناه بزرگی می داند. هانری ماسه نمونه های زیادی از چنارهای مقدس را در چهار گوشه ی ایران به نقل از سفرنامه های مختلف آورده است . وی از درختان نارون و شمشاد نیز به عنوان درختان مقدس و از درختان سرو و زیتون به عنوان درختان بهشتی نام برده است. در جهان اعتقادی انسان ، درخت با وجود بی تحرکی، نمادی از تولد و رشد و به طور کلی زندگی دانسته شده و جلوه ی قدسی یافته است. درخت زندگی در بین النهرین و ایران به گیاه مقدس مبدل شده است . بعضی از مردمان بر این باورند که درختان مقدس قدرت آن را دارند که باران پدید آورند ، گله ها را افزایش دهند، خورشید را به درخشش وا دارند و برخی از این اعتقادات هنوز هم به شکل دخیل بستن در جامعه ی ایرانی باقی  مانده است.

منبع: افروغ، محمد، ( 1393 )، نماد و نشانه شناسی در فرش ایران، فرهنگسرای میر دشتی، ص ص 86-87

موضوع نهم: نمادها و 3 رویکرد متفاوت درباره دال و مدلول از نگاه سوسور .

از جمله تعاریف در باب اسطوره به مجموعه ای از اعتقادات اجتماع که در گذر زمان از شفاهی به کتبی تبدیل شد که در ابتدا داستان محور بوده و بعدا در قالب مفاهیم نمود یافت. نمادها در اسطوره ها می باشند از این رو نمادها از دال و مدلول تشکیل شده اند که این دال و مدلول با ۳ رویکرد می باشد . برای مثال این ۳ رویکرد با ۳ دوره مختلف بیان می شود.

۱ .  دال —– مدلول ( کلاسیک ) مانند تابلو مونالیزا

مثلا وقتی میگوییم درخت کاج ابتدا مرحله شنیداری دال می شود و مرحله دیداری که با تصویر ذهنی است مدلول می شود. به عقیده پسا ساختار گریان هر کسی یک نوع تصویر از درخت کاج در ذهنش شکل می گیرد .

۲.  دال «»«»«» مدلول ( مدرن ) کوبیسم

در دوره مدرن رابطه بین دال و مدلول به هم ریخت مانند کوبیسم چنانکه طرح بدن انسان در نقاشی ها به هم ریخت و از حالت رئال خارج شد و وضوح و عینیت سبک کلاسیک را نداشت .

۳.  دال         مدلول ( پست مدرن ) ، پولاک ( چیدمان های مفهومی )

در دوره پست مدرن دال از مدلول آزاد می شود و ارتباط منطقی بینشان نیست چون زبان و کلمات آنچه را که در وجود ماست کاملا نمی تواند منتقل کند مانند تصویری که نمایی از یک پیپ کشیده شده و در زیر آن نوشته شده این یک پیپ نیست و به قول ساختارگراها دال و مدلول از یکدیگر آزاد شده اند و آن تصویر په تنها تصویر آن در ادهان بقیه متفاوت است بلکه تفاسیر گوناگونی هم در اذهان شکل می گیرد که آین به علت تغییر زمانه است .

هر نمادی را باید با توجه به زمانه مورد بررسی قرار می دهیم و بایستی ببینیم در طی تاریخ چه معانی متفاوتی داشته است. نماد در مورد سوم دال و مدلولش حالت آزاد دارد .

گفتمان افق ذهنی – فکری یعنی وجود تشابهات ذهنی در ما و کسی که از آن واژه یا مفهوم اطلاعی ندارد . بیشتر نمادهایی که ما می بینیم تمام آن افق ذهنی – فکری اش از بین رفته است و چندان چیزی از آن بر جای نمانده است مانند اینکه یک نماد را از جایی به جای دیگر منتقل کنیم که این باعث از بین رفتن مفاهیم آن شده و افق ذهنی – فکری از بین می رود در صورتی که ما باید تا جایی که می توانیم آن نماد را که از اصل خود دور شده را تا حد ممکن به افق ذهنی – فکری نزدیک کنیم. مانند: ضریح امام رضا ( علیه السلام) که در صورت جابجایی به مکانی دیگر مفاهیمش را از دست می دهد .

موضوع دهم: نشانه شناسی

قبل از ورود به مبحث نشانه شناسی سوالاتی که در این خصوص مطرح می شود را مرور می کنیم.

چگونه نشانه شناسی را انجام دهیم؟

چطور نشانه شناسی را انجام دهیم؟

به چه شکل نشانه شناسی را انجام دهیم؟

تمامی این سوالها برای آن است که یک نشانه را در افق ذهنی – تاریخی خودش قرار دهیم و این نیازمند آن است که یک نشانه را چگونه تعبیر و تفسیر کنیم. نشانه ها تعابیری اندک و تفاسیر فراوان و متفاوتی دارند.

در باب نشانه شناسی به نظرات کانت ، هگل و نیچه اشاره می کنیم تا فهم نشانه شناسی بهتر میسر شود.

در انقلاب کپرنیکی چنین مطرح شد که صورت مساله را تغییر دهیم، کانت نیز این چنین عمل کرد. او به تعریف زمان و مکان پرداخت و گفت: زمان و مکان زائیده ذهن ما هستند و همچو عینکی است که خود، آن عینک را انتخاب و بر روی چشم گذاشته ایم به این صورت که تمامی رفتارهای ما اختیاری است و ما خود تصمیم می گیریم. اما فروید گفت ما یک خود آگاه و یک نا خود آگاه داریم همانند یک کوه یخی که پائین آن شامل نا خود آگاه و بالای آن شامل خود آگاه می شود، به گفته او رفتارهای ما از نا خود آگاه شکل می گیرد ( دوران کودکی و تمایلات سرکوب شده ).

به عقیده نیچه تمام ارزشها و اعتقادات ما اعتباری هستند به طوری که در هر زمانی شکل خود را دارند و تنها دلیلی که انسانها کارهایشان را انجام می دهندو (will to power) اراده برای قدرت است و آنها برای هر قدرتی( مالی، جنسی و …) رقابت می کنند رقابت در بین افراد مختلف متفاوت است چون در بین انسانها ذهنیت متفاوت وجود دارد. ( نظام ارزش ها، نظام قدرت ( اراده معطوف به قدرت))

۱. هرکسی چیزی می گوید و کاری انجام می دهد برای به دست آوردن قدرت است.

۲. قدرت لایه لایه است و حلقه های قدرت وجود دارد نه یک قدرت.

برای زنده بودن نمادها و نشانه ها بایستی همچون مطالعه یک کتاب عمل کنیم، یعنی در موقع مطالعه کتاب باید با کتابی که می خوانیم همدل شویم و به دنبال تأیید و تکذیب آن نباشیم چون ممکن است سوء برداشت صورت گیرد. با چنین طرز فکری نماد زنده است و مرده نخواهد بود .

برای بررسی نشانه ها ابتدا آنها را به لحاظ صوری تجزیه و بعد به لحاظ محتوایی تحلیل می کنیم، از این رو می توان بعضی از عناصر را نشانه گرفت و بعد آن نشانه را با توجه به نظام ارزشی و افق ذهنی – تاریخی عصر حاضر بررسی کرد.

تفاسیر دائما در حال تغییر هستند چرا که اندیشه ها در هر زمانی متفاوت است و هر کس برای هر نشانه یک یا چند تعبیر دارد و گاهی در تفاسیر اشتباه می شود و درست نیستند. نکته دیگر این که نشانه چنانچه در جاهای مختلف قرار بگیرد و یا به کار رود تبدیل به نماد می شود.

موضوع یازدهم: مراحل نشانه شناسی یک نماد در تصویر

ابتدا در اینترنت یک نماد مانند سیمرغ را در صفحه ویکی پدیا جستجو می کنیم در آنجا منابع زیادی معرفی می شود و ما برای کسب اطلاعات و دانش کافی نسبت به آن نماد منابع را مورد بررسی و مطالعه قرار می دهیم، در ویکی پدیا منابع معتبری قرار دارد یکی از این منابع مهم لاتین، ایرانیکا است که بایستی برای بررسی نمادها به این کتاب رجوع شود. پس از مطالعه منابع فارسی و انگلیسی وقتی به واژه های مورد نظر اشراف کامل اطلاعاتی پیدا کردیم مراحل بعدی نشانه شناسی را آغاز می کنیم، گاهی اوقات بعضی از کلمات مترادف لاتین ندارند مانند سیمرغ که از کلمه های ایرانی است. برای یک نماد مثلا سیمرغ ابتذا آن را به لحاظ لغوی و مباحثی که پیرامون آن است از کتابها و منابع اطلاعات کافی را کسب نموده سپس در یک اثر یا تصویر زمان و مکان آن را بررسی می کنیم و در مرحله چهارم به تحلیل فرمی آن می پردازیم این تحلیل شامل ( رنگ، طرح، نور، مواد تشکیل دهنده، تفکیک ساخت و …) می شود در مرحله پنجم به تعبیر آن می پردازیم به اینکه سیمرغ در فرهنگ ایرانی در ادبیات، شعر و … چه جایگاهی دارد. در مرحله آخر به تفسیر، تأویل یا نشانه شناسی آن می پردازیم و سوالاتی می پرسیم از قبیل:

  1. چرا این نقش تصویر شده است؟
  2. چرا در این زمان و مکان تصویر شده است؟
  3. چرا با این تعداد سیمرغ به کار رفته است؟
  4. نمونه های مشابه آنها چه هستند و چگونه اند؟
  5. چه تأثیر و تأثری را بر نمونه های مشابه خود گذاشته است؟
  6. ….

پاسخی بنویسید