مجید حیدری

بررسی توالی در "روایت" بر اساس آراء پل ریکور

چکیده
پل ریکور در میان متفکرانی که به روایت و روایتمندی اندیشیده‌اند از دو نظر شاخص تر است. یکی اینکه او روشی فلسفی را انتخاب می‌کند و عمیق‌تر این موضوع را بررسی می‌کند و دوم اینکه او در نهایت مدلی برای روایت و میمسیس پیشنهاد می‌دهد که از جهاتی جدید و روشنگر است. روش فلسفی او پدیدارشناختی و هرمنوتیکی است و شامل دورهای بی‌پایان حول موضوع اصلی یعنی روایت و رابطه بین روایت و زمان‌مندی است. مدل او برای میمسیس دارای سه مرحله است شامل پیش درک ، درک و برخورد ما با دنیای متن. مدلی هم که برای روایت ارائه می‌دهد “ناهماهنگی هماهنگ” می‌تواند تقریبا تمام انواع روایت از تراژدی تا داستانهای مدرن را شامل شود. در این مقاله ما سعی خواهیم کرد ضمن مروری مختصر بر پیشینه مطالعات انجام شده بر روی روایت، آراء ریکور را در این زمینه بررسی کنیم و با روشی آپروتیکال مثل خود ریکور در کنار مرور افکار او به طرح نکاتی جدید بپردازیم. همچنین مسائله ‌ای را طرح خواهیم کرد که خود ریکور کمتر به آن پرداخته است، یعنی بحث توالی در روایت است. به نظر می آید برای نزدیک شدن به مفهوم و معنای روایت، توالی به عنوان اساسی ترین شاخصه روایت می‌تواند موثر باشد به خصوص اگر توالی را در ارتباط با سه حیطه اصلی تجربه بررسی کنیم یعنی زبان، رابطه علی و معلولی، و زمان‌مندی.
کلید واژه‌ها: روایت، روایتمندی، زمان‌مندی، توالی، پیوستگی و ارتباط

پاسخی بنویسید